پرستاری، پیش از آنکه یک حرفه باشد، تعهدی انسانی است؛ ایستادن کنار رنج دیگری، در لحظههایی که درد از توان آدمی فراتر میرود و امید، بیش از هر زمان دیگری به دستی مهربان و حضوری آرام نیاز دارد. پرستار، در حقیقت، پاسدار لحظههایی است که انسان میان بیم و امید ایستاده و برای بازگشت به زندگی تلاش میکند.
آیین تشییع پیکر رهبر انقلاب اسلامی را باید فراتر از سوگ عاطفی و در چارچوب «سوگ حماسی» فهم کرد؛ رخدادی که با حضور متراکم مردم به تولید قدرت نمادین میانجامد و همزمان در میدان «منازعه روایتها» بر سر تفسیر جهانی آن قرار میگیرد.
این خاک به ایستادگی عادت دارد؛ خاکی که چون سرو بلند در باد میماند. ما در طوفان، در شب، در هر آنچه هست، میمانیم. ما میمانیم برای ایران، برای آینده، برای آرمان و برای حماسهای که جاودانه خواهد بود.
در تاریخ اسلام، برخی مناسبتها صرفاً یادآور یک رخداد نیستند، بلکه حامل یک منطق و یک مسیرند؛ مسیری که از «حجّةالوداع» آغاز میشود و در «غدیر خم» به نقطهای روشن از تبیین مفهوم ولایت میرسد.
کاندیدای هفتمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا از مرحله اخذ تأییدیه صلاحیت مردم برای انتخاب نمایندگان خود در شورا با کم توجه ای قافل ماندند
بعضی از نمایندگان پارلمان شهری به ظاهر دلسوز شهر با گذشت چندین سال در خواب زدگی فرصت پای صحبت، درددل و شنیدن خواسته ها و نیازهای شهری و شهروندی را از دست دادند حتی با مدت قابل قبول تمدید دوره ششم و تاخیر در زمان بررسی کارنامه عملکرد حضور در پارلمان شهری نتوانستند آن را با در کنار مردم بودن و شفافیت عملکرد به فرصت تبدیل کنند.
«شما هموطن ما نیستید» فقط یک پاسخ نبود؛ نشانهای از تغییری مهم در رفتار رسانه داخلی بود. تغییری که نشان میدهد رسانه دیگر در موضع دفاعی نیست و میخواهد در میدان روایت، مرزهای هویتی را خودش ترسیم کند.
میدان سرخرود امشب حال و هوای دیگری داشت؛ شبیه یک دلِ واحد که در سوگ نشسته اما ایستاده است. غیرت زینبی مردم، میراثی که در این شبها در میدان جان گرفته، باعث شد اربعینِ امامِ شهید با حضوری پرشور و غیورانه رقم بخورد.
در جنگی که دشمن از هر بیهویتی بال و پر میگیرد، خبرنگار مستقل مازندران نه در خط مقدم که در حاشیهای سرد و بیکار نشسته است؛ قلمی که باید تبیین کند، خاک میخورد و دستی که باید روایت اول را بنویسد، در تأمین کمترین امکانات زندگی مانده است.
دلم برای کودکانمان تنگ شده است؛ برای خندههایی که باید در کوچهها میپیچید و امروز در سکوتی سنگین گم شدهاند؛ برای دستان کوچکی که قرار بود آینده را بسازند، اما خیلی زود از گرمای زندگی جدا شدند.
اقدامات پیشگیرانه نیاز حال مسئولان و مدیران ذی ربط را دارد