کوله گوشه اتاق افتاده است؛ همان کولهای که چند روز پیش با هزار شوق آمادهاش کرده بودم. همان که قرار بود روی شانههایم سنگینی کند، نه از وزن لباس و وسایل، بلکه از شوق قدم گذاشتن در مسیری که میلیونها دل عاشق را به سوی حسین (ع) میکشاند.