1
یادداشت؛

سوگِ حماسی و منازعه روایت‌ها

  • کد خبر : 21132
  • 14 تیر 1405 - 17:39
سوگِ حماسی و منازعه روایت‌ها
آیین تشییع پیکر رهبر انقلاب اسلامی را باید فراتر از سوگ عاطفی و در چارچوب «سوگ حماسی» فهم کرد؛ رخدادی که با حضور متراکم مردم به تولید قدرت نمادین می‌انجامد و هم‌زمان در میدان «منازعه روایت‌ها» بر سر تفسیر جهانی آن قرار می‌گیرد.

به گزارش پایگاه خبری خط شمال،بهناز مقدس در یادداشتی نوشت: در ارتباطات اجتماعی و سیاسی، آیین‌ها را نمی‌توان به سطحی از مناسک فرهنگی یا کنش‌های عاطفی محدود کرد. آیین در این چارچوب، یک «دستگاه تولید و توزیع معنا» است که در لحظه‌های تراکم عاطفه جمعی، امکان بازآرایی رابطه میان جامعه، قدرت و نظم نمادین را فراهم می‌کند.

بر این اساس، مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر انقلاب اسلامی ایران را باید در سطح یک «رخداد رسانه‌ای-تمدنی» تحلیل کرد؛ رخدادی که در آن، سوگ، حماسه و کنش ارتباطی جمعی در قالب یک صورت‌بندی واحد، به تولید سرمایه نمادین در مقیاس ملی و فراملی می‌انجامد.

در رویکردهای نوین ارتباطات سیاسی، سوگ نه یک واکنش منفعلانه به فقدان، بلکه یک «کنش ارتباطی فعال» تلقی می‌شود که در آن، جامعه از طریق زبان‌های غیرکلامی، نظام معنایی خود را بازسازی می‌کند. در آیین تشییع، اشک، سکوت، شعار و حرکت جمعی، عناصر یک «زبان چندلایه ارتباطی» هستند که از سطح بیان احساس فراتر رفته و به سطح تولید معنا ارتقا می‌یابند.

فقدان رهبر، نه به‌عنوان گسست در نظم اجتماعی، بلکه به‌عنوان یک «محرک بازتولید انسجام» عمل می‌کند. جامعه در لحظه سوگ، از طریق هم‌زمانی کنش‌های عاطفی، نوعی هم‌نواسازی ادراکی تولید می‌کند که در آن، مرز میان فرد و جمع تا حد زیادی تعلیق می‌شود. این وضعیت را می‌توان در کنار مفهوم «ارتباط هم‌حضوری عاطفی» تحلیل کرد؛ وضعیتی که در آن، پیام نه از طریق رسانه‌های واسط، بلکه از خلال بدن‌های حاضر در صحنه تولید و دریافت می‌شود.

حماسه حضور؛ بدن اجتماعی به‌مثابه رسانه قدرت

مفهوم «حماسه حضور» در این آیین، بیانگر شکل‌گیری نوعی «بدن اجتماعی متراکم» است که خود به یک رسانه تمام‌عیار تبدیل می‌شود. در این سطح، جمعیت نه صرفاً مخاطب رویداد، بلکه تولیدکننده اصلی پیام است. تراکم، هم‌آوایی و ریتم کنش‌های جمعی، نوعی «گرامر فضایی قدرت» را شکل می‌دهد که در آن، جامعه از طریق حضور فیزیکی خود، به بازنمایی موقعیت سیاسی و هویتی خویش می‌پردازد.

در ادبیات ارتباطات سیاسی، این وضعیت را می‌توان نوعی «تجسد قدرت نرم از پایین» دانست؛ جایی که اقتدار نه صرفاً از نهادهای رسمی، بلکه از انباشت کنش‌های نمادین توده‌ای تولید می‌شود. در چنین شرایطی، بدن‌های انسانی به واحدهای ارتباطی تبدیل می‌شوند که هر یک در عین فردیت، در یک کل منسجم معنایی حل می‌شوند. این کل، یک «تصویر ارتباطی از جامعه» را در سطح ملی و بین‌المللی بازتولید می‌کند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آیین در نظریه‌های ارتباطات، تمایز آن با رسانه‌های کلاسیک است. رسانه‌های کلاسیک بر انتقال پیام از فرستنده به گیرنده استوارند، در حالی که آیین‌ها بر «تولید هم‌زمان پیام در میدان حضور» بنا شده‌اند. در آیین تشییع، پیام از پیش آماده نیست؛ بلکه در لحظه حضور جمعی، از خلال تعامل بدن‌ها، فضا و عاطفه، شکل می‌گیرد.

به همین دلیل، این آیین را باید به‌عنوان یک «رسانه زنده تولید معنا» درک کرد؛ رسانه‌ای که در آن، ساختارهای نمادین به‌صورت لحظه‌ای بازتولید می‌شوند. این وضعیت، نوعی «رسانه‌مندی زیسته» را ایجاد می‌کند که در آن، مرز میان تولیدکننده و مصرف‌کننده پیام فرو می‌ریزد و جامعه به یک سیستم ارتباطی خودارجاع تبدیل می‌شود.

در سطح کلان‌تر، آیین تشییع درون یک «اکولوژی رقابتی روایت‌ها» قرار دارد؛ اکولوژی‌ای که در آن، هر رخداد اجتماعی به‌سرعت در مدارهای رسانه‌ای جهانی بازتفسیر می‌شود. در این میدان، مسئله اصلی نه خود رخداد، بلکه «چارچوب‌بندی آن» است؛ اینکه سوگ چگونه دیده شود، حماسه چگونه فهم شود، و حضور چگونه معنا گردد.

در این سطح، آیین به یک «گره ارتباطی ژئو-رسانه‌ای» تبدیل می‌شود که ظرفیت بازتعریف ادراک جهانی از جامعه را دارد. تصاویر جمعیت، نظم کنش‌ها و هم‌زمانی عاطفی، همگی به عناصر یک متن جهانی تبدیل می‌شوند که در آن، جامعه خود را نه به‌عنوان یک واحد منفعل، بلکه به‌عنوان یک کنشگر فعال در تولید معنا بازنمایی می‌کند.

در نهایت، مراسم تشییع پیکر رهبر انقلاب اسلامی را باید در سطح یک «مکانیسم تولید سرمایه نمادین در شرایط تراکم عاطفه جمعی» تحلیل کرد. در این مکانیسم، سوگ به حماسه تبدیل می‌شود، فقدان به انسجام می‌انجامد، و حضور جمعی به تولید قدرت نمادین منجر می‌شود.

این آیین، نه صرفاً بازتاب یک واقعیت اجتماعی، بلکه یک «دستگاه فعال تولید واقعیت» است؛ دستگاهی که در آن، جامعه از خلال بدن‌های حاضر، زبان مشترک عاطفی و کنش‌های هم‌زمان، موقعیت خود را در نظم جهانی بازتعریف می‌کند. در این معنا، آیین تشییع نه پایان یک مسیر، بلکه آغاز یک «چرخه بازتولید ارتباطی معنا» است که در میدان رقابت روایت‌ها استمرار می‌یابد.

لینک کوتاه : https://khateshomal.ir/?p=21132

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.