0
روایتی از کوچک‌ترین شهیدِ یک وداع بزرگ؛

ایران برای زهرا گریست

  • کد خبر : 21116
  • 14 تیر 1405 - 17:18
ایران برای زهرا گریست
در میان انبوه حضور مردم در مصلی تهران نامی بیش از همه دل‌ها را لرزاند؛ «زهرا». دختربچه‌ای که هنوز فرصت کودکی‌اش تمام نشده بود، اما نامش در کنار شهیدان این سرزمین جاودانه شد. امروز، میلیون‌ها ایرانی برای کودکی نماز خواندند که مظلومیتش اشک را بر گونه پیر و جوان جاری کرد.

به گزارش پایگاه خبری خط شمال،در تاریخ اسلام، نام حضرت زینب (س) با داغ و صبوری گره خورده است؛ دختری که در کودکی، چشم بر پیکر مجروح پدر گشود و سال‌ها بعد، بار سنگین مصیبت کربلا را بر دوش کشید. تاریخ، گاه صحنه‌هایی را پیش روی انسان می‌گذارد که خاطرات آن روزها را در ذهن زنده می‌کند؛ روزهایی که کودکان نیز سهمی از بزرگ‌ترین داغ‌ها داشتند.

امروز نیز در میان سیل جمعیت، نام «زهرا» بیش از هر نام دیگری زمزمه می‌شد. کودکی که قرار بود بازی کند، درس بخواند و آینده‌اش را بسازد، اما تقدیر، نام او را در شمار شهیدان نوشت. شاید به همین دلیل بود که وقتی مجری مراسم از «زهرای کوچک» یاد کرد، بسیاری از کودکانی که کنار دست پدر و مادرشان ایستاده بودند، بی‌اختیار اشک ریختند؛ گویی برای نخستین بار، معنای داغ را با تمام وجود لمس می‌کردند.

نماز امروز، فقط نماز بر پیکر شهیدان نبود؛ نماز بر آرزوهای ناتمام یک کودک نیز بود. هنگامی که صفوف به هم پیوسته مردم تکبیر گفتند، هزاران نگاه میان تابوت‌ها، در جست‌وجوی نام زهرا بود.

در گوشه‌ای از مصلی، دختربچه‌ای عروسکش را محکم در آغوش گرفته بود و آرام اشک می‌ریخت. کمی آن‌طرف‌تر، مادری دخترش را در آغوش کشیده و بی‌صدا صورتش را می‌بوسید. انگار همه مادران، امروز دختر خود را در قامت زهرای کوچک می‌دیدند.

دختر ۹ ساله حاضر در مراسم: «زهرا جان، هیچ‌وقت فراموشت نمی‌کنیم»

«فاطمه» ۹ سال دارد. پرچم کوچکی در دست گرفته و کنار مادرش ایستاده است. وقتی خبرنگار ما  از او می‌پرسد: زهرای کوچولو را در آن بالا دیدی؟ چه حسی داری؟ چند ثانیه سکوت می‌کند و بعد آرام می‌گوید: اگر می‌شنید، بهش می‌گفتم زهرا جان، ما همه دوستت داریم و هیچ‌وقت فراموشت نمی‌کنیم. دعا می‌کنم پیش خدا همیشه خوشحال باشی.

او در ادامه پاسخ به سوالی که به جای زهرا اگر بود، با صدایی آرام توضیح می‌دهد: دلم برای مامان و بابام تنگ می‌شد، اما می‌دانستم خدا خیلی من را دوست داشته که پیش خودش برده است.

چند متر آن‌طرف‌تر، «ریحانه» ۱۱ ساله، چفیه کوچکی بر دوش انداخته است

از او می‌پرسم: اگر بخواهی فقط یک جمله به زهرای کوچولو بگویی؟ اشک‌هایش را پاک می‌کند و پاسخ می‌دهد: به او می‌گویم تو زودتر از ما به بهشت رفتی؛ اما ما قول می‌دهیم طوری زندگی کنیم که یک روز دوباره همدیگر را ببینیم.

ریحانه کمی مکث می‌کند و ادامه می‌دهد: امروز فهمیدم شهید شدن فقط برای آدم‌های بزرگ نیست. بعضی وقت‌ها خدا بهترین بچه‌ها را هم پیش خودش می‌برد.

داغ فرزند، سخت‌ترین امتحان زندگی است

«مادر ریحانه» که همراه دختر ۱۱ ساله‌اش در این آیین حضور داشت، در گفتگویی صمیمی با خبرنگار بلاغ از احساسات خود نسبت به فضای معنوی مراسم و موضوع داغ فرزند سخن گفت و با اشاره به حال و هوای خاص مراسم اظهار کرد: امروز فضای تهران حال و هوای دیگری داشت. حضور مردم از نقاط مختلف کشور، اشک‌ها، دعاها و زمزمه‌های آرام، همه نشان می‌داد که این وداع فقط یک مراسم ساده نیست، بلکه یک همدلی بزرگ ملی و دینی است.

این مادر در ادامه با اشاره به موضوع شهادت و فراق فرزند گفت: وقتی نام «زهرای کوچک» در مراسم مطرح شد، واقعاً قلبم لرزید. هیچ مادری نمی‌تواند نسبت به درد از دست دادن فرزند بی‌تفاوت باشد. حتی تصورش هم سخت است، چه برسد به اینکه انسان آن را زندگی کند.

وی افزود: داغ فرزند، سخت‌ترین امتحان زندگی است. مادر بودن یعنی دل‌بستن، یعنی با تمام وجود برای آینده فرزندت زندگی کنی. اما وقتی این رشته محبت ناگهان قطع می‌شود، انسان احساس می‌کند بخشی از وجودش را از دست داده است. با این حال، ایمان و باور دینی کمک می‌کند که انسان در برابر این سختی‌ها صبورتر باشد و معنای عمیق‌تری از صبر را درک کند.

مادر ریحانه ادامه داد: در این مراسم، وقتی دخترم کنارم ایستاده بود و اشک‌های کودکان دیگر را می‌دید، احساس کردم بچه‌ها خیلی زود با مفاهیم بزرگ زندگی آشنا می‌شوند. شاید این فضاها برای آنها سنگین باشد، اما در عین حال درس بزرگی از همدلی، محبت و درک درد دیگران است.

وی با اشاره به گفتگوی کوتاه خود با دخترش گفت: ریحانه از من پرسید اگر جای زهرای کوچولو بودم چه می‌شد؟ پاسخ دادن به این سؤال برایم سخت بود. فقط گفتم خدا هیچ‌کس را بی‌دلیل انتخاب نمی‌کند و هر اتفاقی حکمتی دارد که شاید ما در لحظه آن را درک نکنیم.

این مادر در پایان با بیان اینکه حضور در چنین مراسمی برای او تجربه‌ای عمیق و تأثیرگذار بوده است، یادآور شد: این جمعیت، این اشک‌ها و این وحدت، نشان می‌دهد که مردم هنوز دل‌هایشان زنده است و در کنار هم می‌توانند حتی سنگین‌ترین دردها را تاب بیاورند. امیدوارم هیچ مادری داغ فرزند نبیند و همه کودکان این سرزمین در آرامش و امنیت زندگی کنند.

شاید سال‌ها بعد، بسیاری از جزئیات این روز تاریخی از حافظه‌ها کمرنگ شود؛ اما بعید است کسی نام زهرای کوچک شهیدمان را فراموش کند. کودکی که در میان انبوه شهیدان، معنای دیگری به این وداع بخشید و نشان داد گاهی یک نام کوچک، می‌تواند بزرگ‌ترین اندوه یک ملت را روایت کند.

امروز، وقتی نماز به پایان رسید و مردم دست به دعا برداشتند، اشک‌ها تنها برای بدرقه یک رهبر نبود؛ برای دختربچه‌ای هم بود که کودکی‌اش ناتمام ماند، اما نامش در حافظه این سرزمین، برای همیشه زنده خواهد ماند.

 

لینک کوتاه : https://khateshomal.ir/?p=21116

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.