به گزارش پایگاه خبری خط شمال،سردار شهید «حشمتالله طاهری»، فرمانده گردان مالک اشتر از لشکر ۲۵ کربلا، یکی از آن حماسهسازان بیادعای دیار مازندران است که جان را امانتی الهی دانست و در وصال معشوق، آن را شکوفا به صاحب اصلی بازگرداند.
سردار شهید «حشمتالله طاهری» فرزند حبیبالله، ششم فروردین ۱۳۲۸ در روستای بورمحله آمل چشم به جهان گشود. او که فرماندهی یکی از گردانهای خطشکن لشکر ۲۵ کربلا را بر عهده داشت، سرانجام در شب بیستوسوم ماه مبارک رمضان سال ۱۳۶۵ مصادف با ۱۲ خرداد، بر اثر مجروحیت در منطقه عملیاتی فاو، پس از تحمل جراحات سنگین به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
وصیتنامه؛ امانتداری جان در مسیر معشوق
شهید طاهری در اولین فرازهای وصیتنامه آسمانی خود، حقیقت حیات دنیوی را اینگونه تبیین میکند: بلی این جانها که در پیکر ماست از جانب خداوند بزرگ نزد ما امانت است و هر موقع قضا و قدر الهی حکم کند باید آن را در راهش اهدا نمائیم، چون رجعت به سوی خداوند جزو عقیده ماست… چقدر خوب است که امانتدار خوبی باشیم و در زمان وصال، جان خود را تقدیم جانان خود نمائیم و این امانت را شکوفا و برپا تحویل صاحب اصلیاش بدهیم.
او با لحنی عارفانه از خداوند طلب شهادت میکند و اعتراف میکند که زبانش از عمق نیاز ناتوان است، اما به کرم و رحمت الهی امید بسته است.
پیام به فرزندان؛ از حسین(ع) بیاموزید
در قلب وصیتنامه، سفارش او به فرزندان میدرخشد: پروردگارا! فرزندانم را به تو میسپارم… ای فرزندانم! به آیندگان بگویید: ما فرزند کسی هستیم که برای یاری دین خدا رفت، و از حسین(ع) آموخت و از محمد(ص) درس گرفت. و بگویید به ما وصیت کرد که پیرو فاطمه(س) و وارث زینب(س) باشیم.
این نگاه عمیق، نشانه تداوم مکتب اهل بیت(ع) در نسلهای بعدی است.
خاطره همرزم؛ وقتی حشمت در خون غلتید و گفت «به حمید بگو دارم میروم»
فریدون علیپور، همرزم شهید، روایت میکند: در ۲۸ بهمن ۱۳۶۴، طی یکی از پاتکهای سنگین دشمن در عملیات والفجر هشت (منطقهٔ فاو)، حشمت پس از انهدام یک تانک، از ناحیهٔ شکم، دست و فک مجروح شد. دیدم دستش را روی شکمش گذاشته و خون از دهانش میآید. گفت: «فریدون، به حمید نوبخت بگو من دارم میروم.» همین را گفت و افتاد. پیکر نیمهجانش به بیمارستان اهواز و سپس اصفهان منتقل شد.
روایت همسر؛ از خواب سرنوشتساز تا اشکهای شوق شهادت
طیبه خزایی، همسر شهید، میگوید: ابتدا قصد رد خواستگاری داشتم، اما شبی جمعیت عظیمی را دیدم با پرچمهای سبز و قرمز که فریاد «یا محمد و یا حسین» میزدند. یکی فریاد زد: ـتو که سرباز ما را قبول نداری، از ما نیستی». استخاره کردم و آیه «ازدواج و تقوا را پیشه کنید تا رستگار شوید» آمد. با مهریهای شامل قرآن و نهجالبلاغه توسط آیتالله جوادی آملی عقد بستم.
آیتالله جوادی آملی درباره این ازدواج فرمودند: بعضی میگویند نمیشود زندگی علی(ع) را پیاده کرد، ولی من امروز به عینه دیدم که بخشی از زندگی علی(ع) پیاده شده است.
در بستر بیماری؛ با «یا حسین(ع)» از خواب میپرید
همسر شهید ادامه میدهد: در بیمارستان اصفهان، با آن حال سخت، وضو میگرفت و نماز اول وقت میخواند. مرتب میگفت: خداوند مرا لایق درگاهش ندانسته است. وقتی چشمش را میبست، ناگهان با فریاد «یا حسین(ع)» از خواب میپرید. میگفت: یاد عمليات میافتم، یاد محمود حسينی که در حال غرق شدن «يا حسين(ع)» میگفت.
وصیت به همسر؛ فاطمه را بشناسان و سرباز امام زمان تربیت کن
شهید طاهری خطاب به همسرش نوشته است: ای همسرم!… بدان که هرگز تو را از یاد نمیبرم و اگر در قیامت آبرو داشتم منتظرت میمانم. از تو میخواهم فرزندان را طوری تربیت کنی که از دامن آنان بندگان خالص خدا پرورش یابند و در آینده ناصرالدین باشند.»
درباره نام فرزند سومش «محمدحسین» میگوید: محمد آورنده دین و حسین نگهدارنده دین است.
پیام پایانی؛ از همه حلالیت بطلبید و شهدا را فراموش نکنید
شهید در پایان با تواضعی کمنظیر از همه حلالیت میخواهد و تأکید میکند: پیام من پیام همه شهدا و همه انبیاء است. فقط آنگونه خدا خواهد عمل کنید… پیام شهدا را به جهانیان و آیندهسازان برسانید.
سردار شهید حشمتالله طاهری با جانباختگی در مسیر عشق، نشان داد که «حیات طیبه» جز با امانتداری جان و وصال جانان حاصل نمیشود. او از خلوتهای عاشقانهاش با خدا، مکتبی ساخت برای همه آنان که میخواهند حسینی زندگی کنند و زینبوار به شهادت برسند. یادش جاودان، راهش پررهرو و روحش با اجداد طاهرینش محشور باد.
اللهم ارزقنا شفاعتهم و احشرنا معهم

