به گزارش پایگاه خبری خط شمال،حجتالاسلام علیاکبر زارعیان در گفتگو با خبرنگار ما،با تبریک ولادت با سعادت امام هادی(ع)، با اشاره به شرایط پیچیده و پرآشوب دوران امامت امام هادی(ع) اظهار داشت: در تاریخ هدایت بشری، لحظاتی حساس و سرنوشتسازی وجود دارد که جامعه مؤمن با بحرانی عمیق در «هویت فکری» و معنوی خود مواجه میشود. بدون تردید، دوران امامت امام علی بن محمد الهادی(ع) دقیقاً یکی از همین ادوار حساس و تعیینکننده است.
وی بیان کرد: در آن عصر، امواج متلاطم و پیدرپی انحرافات کلامی، فکری و اعتقادی چنان گسترده شده بود که بسیاری از مردم در تشخیص حق از باطل دچار سردرگمی و حیرت شده بودند. در چنین فضای غبارآلودی، امام هادی(ع) ظهور کردند؛ اما نه صرفاً به عنوان یک پیشوای مذهبیِ سنتی، بلکه به عنوان یک «معلم بزرگ» و یک «مهندسِ نظام فکریِ شیعه» که توانست ساختارهای معرفتی را بازتعریف و مرزهای اعتقادی را مستحکم کند.
سبک زندگی؛ سکوتی پرمعنا و حضوری مقتدرانه
این کارشناس دینی در ادامه به تبیین سبک زندگی منحصربهفرد امام هادی(ع) پرداخت و خاطرنشان کرد: سیره و سبک زندگی آن حضرت بر پایه یک اصل اساسی به نام «توازن» استوار بود. ایشان در شرایطی زندگی میکردند که حاکمان جور عباسی با شدیدترین و پیچیدهترین روشها، آن امام همام را زیر نظر داشتند و او را از مدینه به سامرا ــ که در آن زمان پایتخت قدرت عباسیان محسوب میشد ــ تبعید کرده بودند. با این وجود، امام هادی(ع) هرگز از صحنه اجتماعی و فرهنگی کناره نگرفتند. ایشان در دلِ مرکز قدرت، در حالی زندگی میکردند که قلب تپنده دانش، معنویت و هدایت بودند.
زارعیان افزود: مهمترین آموزهای که ما از سبک زندگی امام هادی(ع) میآموزیم، این است که برای تأثیرگذاری در جامعه، نه میتوان از «واقعیت اجتماعی» جدا شد و در گوشه عزلت نشست، و نه میتوان در «جریان مادیگرا و قدرتمحور» غرق گشت و هویت خود را باخت. امام به ما نشان داد که «زیستنِ آگاهانه» یعنی حضور در متن جامعه و در عین حال حفظ استقلال فکری و معنوی.
این کارشناس مسائل دینی و مذهبی با تأکید بر شبکهسازی علمی و اجتماعی امام هادی(ع) تصریح کرد: با وجود محدودیتهای شدید سیاسی، نظارتهای مستمر جاسوسان حکومتی و جو سنگین اختناق، امام هادی(ع) هرگز اجازه ندادند جریان علم و دانش شیعی متوقف شود. ایشان با طراحی و هدایت سیستم منظم «نمایندگان» که در تاریخ به «سازمان وکالت» معروف است، توانستند یک شبکه گسترده و زیرزمینی علمی، اقتصادی و اجتماعی را سازماندهی کنند. این شبکه از دورترین نقاط جهان اسلام، از خراسان و ری گرفته تا مصر و عراق، به مرکز هدایت در سامرا متصل بودند. این شیوه مدیریت هوشمندانه، نشان میدهد که سیره امام هادی(ع) سیرهای کاملاً عقلانی، برنامهمحور و بر پایه تبدیل دانش به یک «نظام منسجم زندگی» استوار بود.
تبلیغ؛ از کلامِ استدلالی تا تربیتِ عملیِ نسل تمدنساز
زارعیان در ادامه این گفتگو به روشهای تبلیغی و فرهنگی امام هادی(ع) پرداخت و گفت: یکی از برجستهترین ویژگیهای دوران امامت آن حضرت، ظهور و رشد جریانهای فکری انحرافی و فرقههای گوناگونی بود که هرکدام با زبان و ادعاهای خود، اذهان عمومی را هدف گرفته بودند. در چنین شرایطی، روش تبلیغی امام هادی(ع) بسیار فراتر از موعظههای ساده و احساسی بود. ایشان روش «تبیین و استدلال» را در پیش گرفتند و با تکیه بر برهان، منطق و گفتگوی علمی، به نقد و بررسی جریانهای انحرافی پرداختند. تبلیغ ایشان برخلاف روشهای تحمیلی و زورمدارانه، بر پایه «آگاهیبخشی» و «بیدارسازی عقل جمعی» استوار بود. امام به شیعیان میآموخت که چگونه با ابزار عقل خود، حقیقت را از باطل بازشناسند و فریب شبهات را نخورند.
وی تأکید کرد: اما تبلیغ امام هادی(ع) هرگز در کلمات و سخنرانیها خلاصه نمیشد. شاید مهمترین و ماندگارترین روش تبلیغی ایشان، در «تربیتِ شخصیتهای برجسته» و «ساخت سرمایه انسانی» تجلی مییافت. امام با تربیت شاگردانی ممتاز و توانمند ــ که بعدها هرکدام به ستونهای استوار فقه، کلام، حدیث و فلسفه اسلامی تبدیل شدند ــ در واقع در حال بنای یک «نسلِ تمدنساز» بودند. این شاگردان نه تنها میراثدار علم امام بودند، بلکه در جوامع مختلف پراکنده شدند و به نشر معارف ناب اهلبیت(ع) پرداختند.
زارعیان در ادامه افزود: روش تبلیغی امام هادی(ع) بیانگر تلاقی و پیوند عمیق «دانش فقهی» با «اخلاق اجتماعی» بود. ایشان تلاش میکردند دین را از یک امر انتزاعی، ذهنی و صرفاً فردی خارج کنند و آن را به یک «الگوی رفتاریِ ملموس» در زندگی روزمره تبدیل نمایند. در مکتب تبلیغی امام هادی، دین فقط مجموعهای از باید و نبایدهای فردی نیست، بلکه نقشه راهی برای زیست اجتماعی، تعاملات اقتصادی، روابط سیاسی و سبک معیشت است.
مناجات؛ پیوندِ عمیقِ عقل و شهود، و راه نجات از سرگردانی
این کارشناس مسائل دینی و مذهبی با اشاره به مناجاتهای نورانی امام هادی(ع) اظهار داشت: نقطه اوج، کمال و زیباترین جلوه سیره و زندگی امام هادی(ع)، در مناجاتهای عارفانه و عمیق ایشان تجلی مییابد. اگر علم و دانش را بدنه و اسکلت دین و شریعت بدانیم، بیتردید مناجاتهای امام هادی(ع) روح، جان و خون تپنده آن است. در مناجاتهای این امام همام، ما با یک رابطه منحصربهفرد میان دو ساحت الهی روبرو هستیم: «خداوندِ جلال» که صفات قهر، عظمت، کبریا و قدرت مطلق او تجلی میکند، و «خداوندِ جمال» که در آن صفات رحمت، مهر، لطف و زیبایی بیکران او نمایان میشود.
زارعیان تصریح کرد: امام هادی(ع) در دعاها و مناجاتهای خود، همزمان هم از عظمت بیکران و جلال پروردگار سخن میگویند و هم از نیاز مبرم، فقر ذاتی و استضعاف وجودی انسان در برابر آن عظمت. این سبک از مناجات، یک آموزش عمیق انسانشناسانه و خداشناسانه به مؤمن میدهد: اینکه چگونه میتوان «عقلانیت» را با «عشق» و «بندگی عاقلانه» را با «شیفتگی عارفانه» پیوند زد.
وی افزود: از نگاه امام هادی(ع)، عبادت هرگز به انجام صِرف تکالیف شرعی و مناسک خشک و بیروح خلاصه نمیشود. عبادت حقیقی، نوعی «شهودِ مستمر» و حضور دائم در محضر پروردگار است. امام از طریق مناجاتهای خود به انسان میآموزند که چگونه در میانه آشوبها، تلاطمها، فشارهای روانی و کشاکشهای مادی این دنیا، با اتصال دائمی به «منبع بیپایان قدرت و آرامش» یعنی خداوند، آرامش درونی خود را حفظ کرده و هرگز تعادل و طمأنینه خود را از دست ندهد.
زارعیان خاطرنشان کرد: مناجاتهای امام هادی(ع) بیتردید راه نجات و چراغ پرتوافشانی برای انسانهایی است که امروز بیش از هر زمان دیگری در میان کشاکشهای سهمگین مادیگرایی، روزمرگی، فشارهای روانی و نیازهای عمیق معنوی خود سرگردان، خسته و حیران ماندهاند.
این کارشناس مسائل دینی و مذهبی گفت: سبک زندگی، سیره عملی و روش تبلیغی آن حضرت، همچنان الگویی ماندگار، کارآمد و زنده برای زیستنِ آگاهانه، مؤمنانه و عاقلانه در عصر تلاطمها و بحرانهای هویتی است و ما امروز بیش از همیشه به بازخوانی و تمسک به این میراث گرانبها نیازمندیم.

