به گزارش خط شمال؛ باران برای مازندران همیشه یک نعمت بیچونوچرا نیست. وقتی بارش در بازهای کوتاه و با شدت بالا اتفاق میافتد، همان آبی که میتواند ذخیرهای برای ماههای کمبارش باشد، به روانآب تبدیل میشود. رودخانهها بالا میآیند، آب به مناطق شهری و روستایی سرریز میکند و در نهایت بخش قابل توجهی از روانآبها راهی پاییندست و دریا میشود.
بارندگیهای ۱۶ و ۱۷ شهریور امسال نمونه روشنی از این وضعیت بود؛ در سلمانشهر ۲۲۴ میلیمتر بارش ثبت شد و محمودآباد حدود ۱۷۱ میلیمتر، نوشهر ۱۶۱.۱ میلیمتر، ایزدشهر ۱۴۱ میلیمتر، رامسر ۱۳۲.۵ میلیمتر، بابلسر ۱۲۵.۷ میلیمتر و ساری ۴۸.۸ میلیمتر بارندگی داشت.
پشت هر میلیمتر بارش، حجم قابل توجهی آب قرار دارد که اگر زیرساخت و ظرفیت مناسب برای مهار آن وجود داشته باشد، میتواند بخشی از نیاز آینده را تأمین کند و اگر نباشد، ممکن است بهجای مخزن، سر از دریا درآورد.
البته نمیتوان بدون محاسبات هیدرولوژیک دقیق، ادعا کرد چه میزان از این بارشها دقیقاً قابلیت ذخیرهسازی داشته است. اما واقعیت این است که الگوی بارش در حال تغییر است و زیرساخت مدیریت آب نیز باید متناسب با این تغییرات بازتعریف شود.
مسئله کمبود نیست از دست رفتن آب است!
این اعداد در نگاه نخست شاید تصویر یک استان برخوردار از آب را نشان دهد، اما بخش مهم ماجرا جای دیگری است. حدود نیمی از آبهای سطحی استان در زمان وقوع سیلاب از دست میرود و به سمت دریا جریان پیدا میکند. اینجاست که مسئله مازندران از «کمبود آب» به «ضعف در مهار و مدیریت آب» تغییر جهت میدهد.
استانی که بارش فراوان دارد، اما نمیتواند سهم کافی از این بارش را برای فصلهای کمآب نگه دارد، ناچار است در تابستان به ذخایر سدها چشم بدوزد و در فصل بارندگی با سیلاب دستوپنجه نرم کند. دو تصویری که در ظاهر متناقضاند، اما در واقع دو روی یک مسئله واحد هستند.
مازندران باران کم ندارد. مسئله، آبی است که میبارد، اما سهم زیادی از آن در سیلابها از دست میرود. بارشهای سنگین اخیر، از ۲۲۴ میلیمتر در سلمانشهر تا بیش از ۱۷۰ میلیمتر در محمودآباد، بار دیگر این واقعیت را عیان کرد که در استانی با چنین ظرفیت بارشی، هنوز فاصله میان «بارش» و «ذخیره» جدی است؛ آبی که میتواند پشتوانه کشاورزی و شرب باشد، پیش از آنکه به ذخیرهای برای فردا تبدیل شود، راهی دریا میشود.
تغییر مأموریت سدها
بارشی که در گذشته ممکن بود در فاصله زمانی طولانیتری توزیع شود، امروز گاهی در چند ساعت رخ میدهد. طبیعی است که شبکه رودخانهها، اراضی کشاورزی، شهرها و زیرساختهای استان در برابر چنین حجمی از آب، با ریسک بیشتری روبهرو شوند.
بنابراین سدها دیگر صرفاً سازههایی برای ذخیره آب کشاورزی نبوده و در یک الگوی جدید مدیریت منابع آب، ظرفیت تنظیم روانآب و کاهش بخشی از آثار سیلاب نیز به یکی از کارکردهای مهم آنها تبدیل شده است.
البته سد بهتنهایی نسخه همه سیلابها نیست. تغییر کاربری اراضی، تجاوز به حریم رودخانهها، ساختوساز در مسیر آب و ضعف مدیریت آبخیزداری نیز در افزایش خسارت نقش دارند. اما حذف ظرفیت ذخیره و تنظیم آب از معادله مدیریت استان نیز نمیتواند راهحل باشد.
۳۵ درصد؛ هدفی که باید از روی کاغذ به زمین برسد
داوودیان اشاره کرد: اگر این طرحها به سرانجام برسند، ظرفیت کنترل آبهای سطحی استان افزایش خواهد یافت؛ موضوعی که از یک سو برای کشاورزی اهمیت دارد و از سوی دیگر میتواند در تأمین آب آشامیدنی و مواجهه با تغییرات اقلیمی نقش داشته باشد.
اما همینجا یک پرسش جدی مطرح است: چند سال دیگر باید درباره ضرورت اجرای این پروژهها صحبت شود تا مردم اثر آنها را در سفره آب، زمین کشاورزی و کاهش خسارتهای سیلاب ببینند؟ اهمیت این مسئله زمانی روشنتر میشود که به عملکرد سدهای موجود نگاه کنیم.
تزریق 260 میلیون مترمکعب از سدهای استان به کشتزارها
فصل زراعی به پایان رسیده و دریچههای سدها بسته شدهاند تا ذخیره آب برای دوره بعد حفظ شود. این اعداد نشان میدهند که آب ذخیرهشده، برای مازندران یک دارایی واقعی و حیاتی است.
کشاورزی استان نمیتواند فقط به بارانی متکی باشد که زمان و شدت آن قابل پیشبینی کامل نیست، همانطور که تأمین آب آشامیدنی میلیونها نفر نیز نمیتواند به امید بارشهای سالانه واگذار شود.
در استانی که کشاورزی آن بخشی از امنیت غذایی کشور را بر دوش میکشد و افق جمعیتی آن در سال ۱۴۳۰ از مرز هفت میلیون نفر عبور خواهد کرد، مسئله حیاتی، چگونگی مهار، ذخیره و مصرف آبی است که هر سال میان آسمان و زمین مازندران رفتوآمد میکند.
هراز و شهرهای گروه الف؛ پروژههایی که نباید در صف اعتبار بمانند
اهمیت این پروژهها در تضمین امنیت آبی است. در شرایط کنونی که هم نیاز آب آشامیدنی رو به افزایش است و هم کشاورزی به منابع پایدار آب وابستگی جدی دارد.
سد سجادرود؛ حلقهای دیگر برای جبران کمبود آب آشامیدنی
مدیرعامل شرکت آب منطقهای مازندران با بیان اینکه شبکه هراز و طرح آبرسانی به شهرهای گروه الف از طرحهای مهم و راهبردی استان در حوزه تأمین آب هستند، گفت: بهرهبرداری از این طرحها میتواند نقش مهمی در تأمین پایدار آب آشامیدنی و کشاورزی بخش قابل توجهی از شهرهای مرکزی مازندران داشته باشد.
داوودیان همچنین درباره آخرین وضعیت سد سجادرود اظهار کرد: فرآیند انتخاب پیمانکار این طرح انجام شده و در حال حاضر پروژه در مرحله بررسیهای تخصصی کمیتههای فنی و بازرگانی و مبادله قرارداد قرار دارد. پس از طی مراحل قانونی و نهایی شدن قرارداد، عملیات اجرایی سد سجادرود آغاز خواهد شد.
مدیرعامل شرکت آب منطقهای مازندران با اشاره به اهمیت این پروژه برای تأمین آب شهرهای گروه الف، بهویژه بابل، گفت: سد سجادرود با هدف جبران بخشی از کسری منابع آب آشامیدنی این شهرها در کنار سد آیتالله صالحی مازندرانی (البرز) اجرا میشود و تکمیل آن میتواند به تقویت پایداری منابع آب آشامیدنی منطقه کمک کند.
وی با تأکید بر ضرورت رعایت الزامات زیستمحیطی در اجرای طرحهای آبی استان افزود: توسعه زیرساختهای آب باید با رعایت کامل ملاحظات محیطزیستی و منابع طبیعی دنبال شود و تلاش ما این است که اجرای پروژهها با حداقل آسیب به محیطزیست و منابع طبیعی انجام شود.
در این میان البته توسعه زیرساخت آبی نباید به معنای نادیده گرفتن محیطزیست باشد. هر پروژه آبی باید با رعایت الزامات منابع طبیعی و محیطزیستی پیش برود، چراکه قرار نیست برای حل یک بحران، بحران دیگری در دل طبیعت ساخته شود.
آب نیازمند تصمیم است
باید نگاهها را از کمآبی چرخاند و به سمت ناتوانی در مهار آب گرداند. وقتی کمتر از ۱۱ درصد آبهای سطحی استان تحت کنترل و مدیریت قرار دارد و حدود نیمی از روانآبها در سیلابها از دست میرود، توسعه سدها و زیرساختهای آبی، ضرورتی برای امنیت آب، کشاورزی و آینده مازندران است.
مازندران در حسرت ذخیره!
اگر قرار است مازندران در افق ۱۴۳۰ پاسخگوی نیاز جمعیتی بیش از هفت میلیون نفر باشد، امروز باید برای آبی تصمیم گرفت که هنوز میبارد، اما الزاماً ذخیره نمیشود.
باران بعدی دوباره خواهد آمد؛ پرسش اصلی این نیست که چقدر میبارد، بلکه این است که این بار چه میزان از آن برای فردای مازندران باقی خواهد ماند.

