0
یادداشت|

وطن‌فروشی یا روایت‌فروشی؟

  • کد خبر : 21319
  • 25 شهریور 1405 - 9:21
وطن‌فروشی یا روایت‌فروشی؟
گاهی سکوت، فقط سکوت نیست؛ یک موضع است. همان‌طور که یک جمله در برابر دوربین‌های جهانی می‌تواند تصویری از یک ملت بسازد، حذف یک واقعیت نیز می‌تواند بخشی از همان تصویر را عمداً یا ناخواسته از قاب بیرون بگذارد.

به گزارش خط شمال؛ بهناز مقدس کارشناس رسانه در یادداشتی نوشت: اینجاست که ماجرای حضور برخی چهره‌های مشهور ایرانی در رویدادهای بین‌المللی، از یک حضور هنری فراتر می‌رود و به مسئله‌ای درباره مسئولیت اجتماعی شهرت تبدیل می‌شود.

هیچ‌کس نمی‌تواند هنرمند را مجبور کند درباره هر اتفاقی موضع بگیرد. هنرمند حق سکوت دارد، حق انتخاب دارد و حتی حق دارد با سیاست‌های رسمی زاویه داشته باشد. اما زمانی که یک چهره مشهور در یک تریبون جهانی از «زن ایرانی» و «جامعه ایران» سخن می‌گوید، دیگر صرفاً درباره تجربه شخصی خود صحبت نمی‌کند؛ او وارد میدان تولید تصویر از یک جامعه شده است.

و اینجاست که پرسش سخت آغاز می‌شود «کدام ایران قرار است به جهان معرفی شود؟»

ایرانی که تمام واقعیتش در چند گزاره قابل مصرف برای رسانه‌های خارجی خلاصه می‌شود؟ یا جامعه‌ای پیچیده که هم مطالبه دارد، هم رنج دارد، هم اعتراض دارد، هم پیشرفت، هم قربانی جنگ است و هم مردمی که در سخت‌ترین روزها ایستاده‌اند؟

مشکل از آنجا آغاز می‌شود که برخی روایت‌ها، ایران را فقط در بخشی از واقعیتش جست‌وجو می‌کنند؛ بخشی که اتفاقاً برای مخاطب خارجی جذاب‌تر است.

اما ایران فقط قاب جشنواره نیست

ایران، همان مردمی هستند که در روزهای جنگ پای کار ایستادند؛ خانواده‌هایی که عزیز از دست دادند؛ کودکانی که قربانی شدند؛ امدادگرانی که در بحران کار کردند؛ زنان و مردانی که زندگی‌شان زیر سایه جنگ قرار گرفت و میلیون‌ها انسانی که هزینه یک درگیری را پرداختند.

اگر قرار است درباره «زن ایرانی» سخن گفته شود، چرا زن ایرانیِ قربانی جنگ، زن ایرانیِ مادرِ داغدار، زن ایرانیِ امدادگر و زن ایرانیِ ایستاده در میدان نیز در این روایت جایی ندارد؟ این پرسش، سیاسی نیست؛ پرسشی درباره اخلاق روایت است.

در علوم ارتباطات، آنچه رسانه برجسته می‌کند به اندازه آنچه حذف می‌کند اهمیت دارد. هر روایت، قاب دارد و هر قاب، بیرون از خود واقعیت‌هایی دارد که دیده نمی‌شوند. وقتی یک چهره عمومی درباره یک جامعه سخن می‌گوید، انتخاب همین قاب است که باید مورد پرسش قرار گیرد.

شهرت، سرمایه است؛ سرمایه‌ای که از توجه مردم ساخته می‌شود بنابراین طبیعی است که جامعه از صاحبان این سرمایه بپرسد: وقتی میلیون‌ها نفر صدای شما را می‌شنوند، این صدا قرار است فقط برای ساختن برند شخصی مصرف شود یا قرار است بخشی از واقعیت جامعه را نیز منتقل کند؟

فرش قرمز، جای بدی نیست؛ جشنواره هم دشمن هنر نیست. اتفاقاً حضور جهانی هنرمندان ایرانی می‌تواند فرصت بزرگی برای معرفی فرهنگ و توانایی‌های ایران باشد اما مسئله زمانی شکل دیگری پیدا می‌کند که فرش قرمز از میدان واقعیت جدا شود.

اگر شهرت در ایران ساخته شده، اگر زبان و فرهنگ و داستان‌های همین جامعه بخشی از سرمایه حرفه‌ای یک هنرمند بوده و اگر مردم همین سرزمین مخاطب آثار او بوده‌اند، آیا نباید در بزنگاه‌های تاریخی نیز نشانی از این جامعه در روایت او دیده شود؟

قرار نیست هنرمند سخنگوی دولت باشد. قرار نیست هر بازیگر تحلیلگر سیاسی شود. قرار نیست هر حضور خارجی به بیانیه سیاسی تبدیل شود اما یک انتظار ساده همچنان باقی است: واقعیت را گزینشی روایت نکنیم.

چراکه وقتی یک روایت ناقص از ایران در رسانه‌های جهانی تکرار شود، مخاطب خارجی لزوماً نمی‌داند چه چیزی از آن حذف شده است. او همان چیزی را می‌بیند که در قاب قرار گرفته است و اینجاست که سکوت، معنای ارتباطی پیدا می‌کند.

شاید تلخ‌ترین پرسش همین باشد؛ چرا برخی چهره‌ها در برابر دوربین‌های خارجی، درباره برخی زخم‌های جامعه بسیار پرصدا هستند، اما در برابر برخی زخم‌های دیگر، ناگهان سکوت را انتخاب می‌کنند؟

این پرسش را نباید با توهین پاسخ داد؛ باید با تحلیل پاسخ داد. چرا یک جامعه باید احساس کند بخشی از دردهایش برای دیده‌شدن در جهان مناسب نیست؟ چرا قربانیان جنگ، خانواده‌های داغدار و کودکانی که در آتش جنگ سوخته‌اند، در برخی روایت‌های بین‌المللی کمتر دیده می‌شوند؟ و چرا گاهی تصویری از «ایران» ساخته می‌شود که انگار همه حقیقت این کشور در یک اعتراض، یک جشنواره یا یک قاب رسانه‌ای خلاصه شده است؟

اینجا دیگر بحث یک بازیگر یا یک جشنواره نیست. بحث، جنگ روایت‌هاست.

در جنگ روایت‌ها، دشمن الزاماً با دروغ پیروز نمی‌شود؛ گاهی کافی است بخشی از حقیقت را برجسته و بخش دیگری را حذف کند بنابراین جامعه نیز باید نسبت به روایت‌هایی که از خودش به جهان ارائه می‌شود حساس باشد؛ چه این روایت از رسانه رسمی بیاید، چه از شبکه‌های اجتماعی و چه از زبان یک چهره مشهور در معتبرترین جشنواره‌های جهان.

هنرمند اگر بخواهد واقعاً صدای جامعه باشد، باید جامعه را با همه تناقض‌هایش ببیند؛ نه فقط آن بخشی را که برای تماشاگر خارجی جذاب‌تر است. ایران را نمی‌شود برای جشنواره انتخاب کرد و برای دردهایش گزینشی عمل کرد.

جایزه می‌گذرد. جشنواره تمام می‌شود. دوربین‌ها خاموش می‌شوند اما مردم می‌مانند و حافظه تاریخی‌شان.

در نهایت، مسئله این نیست که چه کسی روی فرش قرمز رفت و چه لباسی پوشید یا چه جایزه‌ای گرفت. مسئله این است که وقتی یک ایرانی در بلندترین تریبون‌های جهانی درباره ایران سخن می‌گوید، آیا تمام ایران را با خود به آن صحنه می‌برد یا فقط بخشی از ایران را که برای دیگران شنیدنی‌تر است؟

هنر، اگر از حقیقت جامعه جدا شود، ممکن است هنوز تماشایی باشد؛ اما دیگر لزوماً روایتگر مردم نیست و شاید امروز مهم‌ترین مطالبه از چهره‌های مشهور همین باشد «اگر قرار است از ایران برای جهان بگویید، دست‌کم تمام ایران را روایت کنید؛ نه فقط آن تکه‌ای را که جهان دوست دارد بشنود»

لینک کوتاه : https://khateshomal.ir/?p=21319

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.